فروشگاه اینترنتی  کتاب الکترونیکی  دانش ارزانی

فروشگاه اینترنتی کتاب الکترونیکی دانش ارزانی

شما هم اکنون عضو 200 هزار بازدید کننده سایت فروشگاهی دانش ارزانی هستید و همچنین میتوانید عضو 550 مشتری با رضایت کامل فروشگاه اینترنتی دانش ارزانی باشید. چنانچه کتب مورد نظر خود را در سایت پیدا نکردید نگران نباشید ، کتب شما در بانک کتاب ما موجود هست ولی به دلیل بالا بودن تعداد کتاب ها هنوز داخل سایت قرار نگرفته ، جهت تهیه کتاب با ما تماس بگیرید. فروشگاه کتاب های الکترونیکی در صورت سوال یا مشکل در خرید با شماره موبایل 09921717516 تماس بگیرید و یا از طریق واتساپ یا تلگرام به شماره 09164520312 پیام بدهید درخواستهای شما در صورت نیاز از طریق واتساپ و تلگرام ارسال می گردد پشتیبانی آنلاین 24ساعته

نظرسنجی سایت

آمار سایت

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 25
  • بازدید دیروز : 422
  • بازدید کل : 265797

مشخصات و قیمت و خرید و دانلود کتاب ارميا اثر رضا اميرخاني pdf


مشخصات و قیمت و خرید و دانلود کتاب ارميا اثر  رضا اميرخاني pdf

 

مشخصات و قیمت و خرید و دانلود کتاب ارميا اثر رضا اميرخاني pdf


معرفی اجمالی محصول کتاب ارميا اثر رضا اميرخاني

کتاب ارمیا رمانی جذاب از «رضا امیر خانی» است. این کتاب جوایزی شامل «کتاب برگزیده بیست سال ادبیات دفاع مقدس»، «تقدیر شده در دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس»، «تقدیر شده در اولین دوره جشنواره فرهنگی و هنری مهر» کسب کرده است. رضا امیرخانی درباره‌ی این کتاب آورده است: «هیچ وقت سعی نکردم نویسنده شوم. وقتی شروع کردم به نوشتن ارمیا هنوز فرق بین داستان کوتاه و رمان و داستان بلند را نمی‌دانستم. به زحمت فرق شعر و داستان را می‌دانستم. اما احساس می‌کردم باید این قصه را نوشت. فقط چنین فشاری بود. فکر می‌کنم محتوا بیشتر به ما فشار آورد. به نظر من "چگونه نوشتن" کاری است که آدم به مرور زمان حتما یاد می‌گیرد. اما "چه نوشتن" سوال اصلی است. همیشه از "چه نوشتن" است که یک نویسنده کم می‌آورد…» در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «جاده مثل ماری سیاه بدون هیچ حرکتی روی خاک‌های داغ لمیده بود. کوه‌های کوچک یا تپه‌های بزرگ آرام‌آرام بزرگ‌تر می‌شدند و از جلو شیشه‌ی ماشین می‌گذشتند. ارمیا دو سه ماه بود که کوه ندیده بود. کوه همواره برای ارمیا زیبا بود. در کودکی کوه را بزرگ‌تر و با ابهت می‌دید، چیزی فرای پدر و مادر و حالا کوه‌ها بزرگ‌تر شده بودند. کوه بسیار شبیه مصطفی بود. حتا نه، کوه شبیه پاهای قطع‌شده‌ی دکتر روان‌کاو بیمارستان اهواز بود. در کودکی گاه‌گاهی در بعضی از کوه‌ها خودش را پیدا می‌کرد. و با صدای بچه‌گانه می‌گفت: "آن کوه منم. آن مامان است. آن‌هم باباست."»

شماره تماس پشتیبانی فروشگاه دانش ارزانی 09164520312

 

 

 درباره کتاب ارمیا جاده مثل ماری سیاه بدون هیچ حرکتی روی خاک‌های داغ لمیده بود. کوه‌های کوچک یا تپه‌های بزرگ آرام‌آرام بزرگ‌تر می‌شدند و از جلوِ شیشه‌ی ماشین می‌گذشتند. ارمیا دو سه ماه بود که کوه ندیده بود. کوه همواره برای ارمیا زیبا بود. در کودکی کوه را بزرگ‌تری باابهت می‌دید، چیزی فرای پدر و مادر و حالا کوه‌ها بزرگ‌تر شده بودند. کوه بسیار شبیه مصطفی بود. حتا نه، کوه شبیه پاهای قطع‌شده‌ی دکتر روان‌کاو بیمارستان اهواز بود. در کودکی گاه‌گاهی در بعضی از کوه‌ها خودش را پیدا می‌کرد. و با صدای بچه‌گانه می‌گفت: «آن کوه منم. آن مامان است. آن‌هم باباست.» اما آن روز بین خودش و کوه هیچ شباهتی نمی‌دید. ارمیا ارمیا بود و مصطفی کوه. اما کوه هم کم است، مصطفی مصطفی بود.

 

شما می توانیم کتاب ارمیا رضا امیرخانی را به صورت pdf در فروشگاه دانش ارزانی داشته باشید

 

شماره تماس پشتیبانی 4 ساعته سایت دانش ارزانی 09164520312

معرفی کتاب ارمیا

رمان ارمیا یکی از کتاب‌هاییست که شبیه هیچ کتاب دیگری نیست ؛ یعنی در واقع نویسنده اش هم شبیه نویسنده‌ی دیگری نیست و از چنین نویسنده ای هم نوشتن چنین کتابی ابدا بعید نیست . و لابد خوب می‌دانید که یک چیز فوق العاده شبیه هیچ چیز فوق العاده دیگری نیست. ارمیا یکی از همین فوق‌العاده هاییست که جز خودش شبیه هیچ فوق‌العاده‌ی دیگری نیست . رمان ارمیا داستان پسر نوزده ساله‌ی نازپرورده [ شعر ’نازپرورد تنعم نبرد راه به جای‘ در اینجا کاربرد ندارد !] ای‌ است که بدون مرخصی گرفتن دانشگاه را رها می‌کندو بعنوان یک نیروی بسیجی ساده به جبهه می‌رود ؛ آنجا با پسری بنام مصطفی آشنا می‌شود و درکمتر از شش ماه دوستی و محبت عجیبی بین آن دو ایجاد می‌شود . وقتی قطعنامه امضا می‌شود و نیروهای بسیجی در حال برگشتن به عقب هستند خمپاره‌ای به سنگر ارمیا و مصطفی برخورد می‌کند که پس از اصابت آن مصطفی شهید می‌شود ولی ارمیا فقط چند خراش سطحی برمی‌دارد . در پی شهادت مصطفی ، ارمیا دچار یک‌سری تحولات درونی می‌شود که شرح این تحولات ادامه‌ی داستان را می‌سازد . شخصیت ارمیا برایم بسیار جالب و عجیب بود ؛ و آنقدر که مجذوب شخصیت عجیب غریب ارمیا بودم شخصیت دوستان ارمیا که هرکدام مرد بزرگی برای خودشان بودند جذبم نکرد . ارمیا یک دانشجوی نوزده ساله است که توی زمان جنگ می‌توانسته رنوی سفید سوار شود؛ توی خانه‌ی ویلایی سفید بالای شهر زندگی کند ولی یکدفعه یک چیزی که خودش هم نمی‌داند چیست اورا به طرف خاک های جنوب می‌کشانَد . در روند داستان هیچ کدام از ادابازی هایی که توی کتاب های زرد دفاع مقدس وجود دارد را نمی‌توان پیدا کرد و از اغراق و قهرمان سازی های بیهوده هم خبری نیست . قسمتی از کتاب : علم می‌گوید ماهی بخاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می‌میرد . اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می‌کند که ماهی از بی آبی به دلایل طبیعی نمی‌میرد . ماهی بخاطر بی آبی خودش را می‌کشد! خشم … عجز … تنهایی … اینها لغاتی علمی نیستند . ارمیا ماهی بی دست و پای حلال گوشتی شده بود روی زمین ! ارمیا فوق العاده‌ای است که جزخودش شبیه هیچ فوق العاده‌ی دیگری نیست

 

 

رضا امیرخانی ماجرای دو دوست (مصطفی، ارمیا) از دو طبقة اجتماعی متفاوت (شمال و جنوب شهر تهران) را با خاطرات تلخ و شیرین از جبهه به تصویر می‌کشد. مصطفی شهید می شود و ارمیا مدتی بعد از اتمام جنگ، با دیدة ناباوری به شهادت او می نگرد و در سنگر با تخیّلات و رؤیاهای خود با او به سر می برد و گاه حتی مصطفی را با چشم خود می بیند. نویسنده خوانندة رمان را بین حال و گذشته، رئالیسم و سورئالیسم سیر می دهد. حوادث هم خط سیری افقی و مستقیم رو به جلو دارند و هم حرکتی دورانی و چرخشی که بارها بازگشت به گذشته بسامد پیدا می‌کند.

فضای داستان را عمدةً رویدادها و صحنه‌هایی ایجاد می‌کند که عدم ناسازگاری و سنخیت روحی ارمیا را با مردم سرزمینش نشان می دهد؛ مردمی که پس از پایان جنک گرفتار دنیا طلبی و بی‌اعتنایی نسبت به ارزش های معنوی شده‌اند.

به زعم پدر و بسیاری ازهموطنان او واکنش‌های تند ارمیا با اطرافیانش، نتیجة آسیب ابزارهای جنگی در شخصیت او و به تعبیر عوام، موجی شدن او است؛ ولی درواقع آزردگی خاطر او از انحطاط فکری و ارزشی و بی‌اعتنایی اطرافیانش که گاهی خشم او را بر می انگیزد؛ این توهّم را درذهن آنها تقویت کرده است.

لحن رمان تلفیقی بین حماسه و طنز، تراژدی و شادی است. رفتن به جبهه، دگردیسی در نگرش و جهان بینی ارمیا ایجاد می‌کند. در بازگشت، مقایسة فضای جبهه و افراد پشت جبهه که از دفاع مقدّس سهمی نداشته‌اند، برای او کاملاً ملال‌آور است. افزون بر اینکه زبان طعنه‌آمیز و نیش دار این قشر از جامعه نسبت به کسانی که با جان فشانی به حفظ سرزمین مقدّس مادری و آرمان‌های خود مبادرت ورزیده‌اند؛ رنجیدگی او را دوچندان می‌کند.

گزینش عنوان«ارمیا» برای شخصیت اصلی داستان از اندیشه خلاّق ومبتکرانه نویسنده حکایت می‌کند. هر چند یونسی داستانی را که عنوانش به نام شخصیت اصلی باشد، ضعیف می داند (!یونسی، 1365: 19)؛ ولی این واژه با توجه به معانی متعددی که دارد، چند معنا را به ذهن خواننده متبادر می‌کند. خود نویسنده نیز از این عنوان تک واژه‌ای یک بازی زبانی زیبا که زمینه ساز تأویل و تفسیرهای متفاوت باشد، آفریده است. ارمیا با نگاهی آرمانی به جامعه، از جبهه برمی گردد؛ ولی حتی اگر خود او با متانت و آرامش مغایرت‌های اندیشة اهل دفاع را با مردم پشت جبهه نادیده بگیرد، دیگران تحمّل آرمان‌گرایی او را ندارند و او را با اندک اعتراضی به «موجی بودن» متهم می‌کنند. مثلاً زمانی که به ادارة آموزش دانشگاه می رود تا تکلیف واحدهای عقب افتاده و ثبت نام برای ادامة تحصیل خود را روشن کند، با شنیدن سخنان طعنه‌آمیز و پر از استهزاء کارمند آموزش، خشمی غیر قابل تحمّل بر او غالب می شود و سرانجام با وساطت دیگران، ماجرا فیصله می یابد. در نهایت به جای کارمند آموزش، ارمیا مورد شماتت و اتهام قرار می‌گیرد (ر.ک.ارمیا، 91- 88).

صحنة دیگر، بازی او در زمین فوتبال است و شاید نویسنده، عمداً زمین بازی و فوتبال را بعد از میدان نبرد که هر دو به نبرد و مقابله دو گروه مربوط است، مطرح می‌کند تا اثبات کند که در جنگ هم مثل فوتبال برد و باخت مهم نیست؛ بلکه نوع انجام وظیفه در مقابله با دشمن و نوع بازی اهمیت دارد. به همین دلیل دائماً این جمله تکرار می‌شود :« تو بازی، مهم برد و باخت نیست؛ مهم این است که بچه‌ها ظرفیت و قابلیت خود را نشان بدهند » (!همان،100).

شاید هدف او، آرامش دادن به تلاشگران دفاع مقدس باشد که با نگاهی یأس آلود و توأم با سرگشتگی و حیرت به پایان جنگ ننگرند. برخورد بازیکنان طرف مقابل ارمیا در فوتبال هم مثل رفتار کارمند آموزش در دانشگاه، تحقیرآمیز و غیر انسانی است و این شیوة رفتار ناخود آگاه، اندیشة اعتراض پنهان نگارنده و مخاطب را نسبت به وضع موجود خود بر می انگیزد. از سوی دیگر در این داستان فوتبال بین دو گروه از افراد یک سرزمین و درونی است؛ در حالی که جنگ میان دو گروه خودی و بیگانه اتفاق می افتد. یک نبرد درون مرزی، پس از نبردی برون مرزی، از تشتّت و درگیری فکری و گفتمانی مردم در دوران پس از جنگ حکایت می‌کند. محور اصلی رمان، چالش دو اندیشة متضاد است: یک اندیشه مربوط به اقلیت جبهه رفته و کسانی را که حضور فعّال در دفاع از سرزمین خود داشته‌اند و اندیشة دیگر مربوط به اکثریتی که نه تنها حضور فعّال نداشتند؛ بلکه مخالفت خود را به صورت پنهان یا آشکار بیان می‌کنند.

صحنة بعد، حضور ارمیا به صورت تصادفی در معدن سنگی در شمال ایران است. وی مدّتی برای خلوت درخود و استراحت به شمال می رود؛ ولی باز حضور فعّال خود را در معدن برا ی مبارزه با سختی‌های کار در آنجا نشان می دهد. در تمام موقعیت‌هایی که برای وی فراهم می شود، جبهه، زمین فوتبال و معدن، به نوعی عنصر مبارزه نهفته است و او با تمام وجود تلاش می‌کند تا سر بلند بیرون آید.«ارمیا توسط نور علی یکی از کارگران معدن، به کارها آشنا می شد. پتک زدن را یاد گرفت. وقتی پتک به سنگ می خورد، بر اثر ضربه برمی‌گشت. برای عضلات دست و بازو که دستة پتک را محکم گرفته بودند، این برگشت گاهی خیلی دردناک بود...» (همان، 182)

توصیفات و تصویرپردازی‌های زیبایی در این رمان از طبیعت و از صحنه‌های حضور مردم دارد. شاید زیباترین آنها مربوط به تشییع جنازۀ امام خمینی(ره) باشد که می نویسد :«اعداد وقتی از مقادیر محسوسی بیشتر می شوند، دیگر هیچ مفهومی را منتقل نمی‌کنند. صدها هزار آدم با یک میلیون یا ده میلیون خیلی تفاوت ندارند. هیچ کس اندازة دریا را بر حسب تعداد قطره‌ها نمی‌گوید. دریایی از آدم. اگر چه دریا را از ماهی گرفته بودند، ماهی ها خود دریا شده بودند» (همان، 217).

سرانجام در مراسم تشییع امام زیر دست و پای مردم لگد کوب می شود و خواننده گمان می‌کند، شهادت پایان زندگی اوست: «فکرش را هم نمی‌کردم. زیر پای عاشقانش.....لگد مال هم عجب لغتی است ! دستت درد نکند خدا. چقدر دیگر باید می‌ماندم ؟ این جوری خیلی بهتر است. نمی شد شهید شد؛ ولی این جوری بد نیست. خیلی خوب است. داشتم زنده زنده می مردم» (همان، 222).

در سراسر رمان ارمیا شخصیت اصلی، با افرادی در شرایط متفاوت روبه رو می شود که ظرفیت تحمّل مسائل مربوط به نظام و دفاع مقدس را ندارند و با نگرشی بدبینانة وی را مورد سرزنش قرار می‌دهند؛ ولی در پایان داستان زیر پای عاشقان امام لگدکوب می شود. شاید باور نویسنده این باشد که گاهی مدافعان یک نظام فکری نسبت به همدیگر بیشتر آسیب رسان هستند تا بیگانگان

 

رضا امیرخانی»، نویسنده ای با سبک منحصر به فرد است که داستان هایش را از آثار دیگر داستان نویسان معاصر متمایز می کند. از جمله این ویژگی های خاص می توان به رسم الخط عجیب، یا بازی های زبانی و استفاده مناسب از معانی و شکل های گوناگون کلمات اشاره کرد که به عنوان سبک خاص و منحصر به فرد نویسنده در این مقاله بررسی و تحلیل شده است. در این نوشتار، سه رمان رضا امیرخانی به نام های «ارمیا»، «منِ او» و «بیوتن» از منظر نحوه کاربرد عناصر داستانی بررسی شده است. با توجه به نتایج این جستار می توان استفاده به جا و مناسب از عناصر داستانی، توصیف های زنده و ماهرانه ای از مکان ها، شخصیت ها و احساساتشان را - به طوری که خواننده به خوبی بتواند خود را در صحنه های داستان ها تصور کند - از ویژگی های سبکی این نویسنده برشمرد.

 

 

 

نقدی بر رمان ارمیا نوشته رضا امیرخانی

ارمیا پسر جوانی است که درطول رمان خواننده با روحیات اوآشنا می‌شود. روند کلی داستان، جامعه شناسی جنگ است، به همراه رفتار شناسی فردی و عواقب یا نتایجی که جنگ بر جامعه می گذارد.

 

نقدی بر رمان ارمیا نوشته رضا امیرخانی

ارمیا و مصطفی در سال 1366 برای اولین بار یکدیگر را در مسجد می‌بینند. ارمیا 19سال دارد و برای ثبت نام،به جنوب شهر مراجعه کرده است. او برای ثبت نام باید به شمال شهر مراجعه کند، ولی مزیت این مراجعه آشنایی با مصطفی است. ارمیا را با مصطفی در یک گروه قرار می دهند واین دلیلی ندارد جز این که ارمیا از عنوان دانشجویی خود استفاده نمی‌کند وبه عنوان نیروی ساده بسیج ثبت نام می‌کند.

ارمیا دانشجوست، با قدی متوسط و مصطفی بلند قداست و ریش تنک دارد.

تعمیرکار رادیو و تلوزیون است وبه جای پدر نشسته است. ارمیا رویش نمی‌شود مصطفی را به خانه خودشان دعوت کند، اما دعوت مصطفی را می پذیرد. در صف نماز جماعت دونفره، ارمیا به امامت می ایستد، خمپاره 110 او را پرت می‌کند به ته سنگر ومصطفی تنها دوستش شهید می‌شود.

شهادت مصطفی اثر روانی بر ارمیا می گذارد وبه عنوان یک بیماری روانی یا موج گرفته اورا می‌فرستند نزد پزشک کشیک در بیمارستان اهواز.

دکتر از معاینه این گونه بیماران متأثر می‌شود واز رئیس بیمارستان تقاضا می کند تا به خط مقدم فرستاده شود. او کنجکاو است ببیند آسمان جبهه چه تفاوتی با بیمارستان دارد که بیماران او این گونه به لحاظ روحی اوج گرفته‌اند.

تحلیل رمان

ارمیا پسر جوانی است که درطول رمان خواننده با روحیات اوآشنا می‌شود. روند کلی داستان، جامعه شناسی جنگ است، به همراه رفتار شناسی فردی و عواقب یا نتایجی که جنگ بر جامعه می گذارد.

شخصیت (ارمیا) به دنیای ناشناخته‌ای می‌آید که قبلاً هیچ اطلاعاتی درباره آن نداشته است. مصطفی دوست جبهه ای تازه رسیده اش که طول آشنایی آنها بیش از شش ماه نیست، خیلی زود او را با جبهه و جنگ آشنا می‌کند، اما مصطفی شهید می‌شود واز او جدا می‌گردد. ارمیا عاشق می‌شود و عارف مسلک پیش می‌رود. دنیای خود را با مصطفی یکی می‌بیند وهرگز نمی‌خواهد از او جدا شود. مصطفی، آن رهرو عشق ارمیا، در تمام زندگی او تسری یافته و منفک ناپذیر است. کسی را مثل مصطفی نمی‌بیند، نمی‌یابد، نمی‌بوید. هرچه هست، او تنها خاکی روی زمین است که می تواند به او اعتماد کند. چون او بیندیشد و چون او زندگی کند.

ناسازگار به هروصلتی، مردم گریز و جامعه گریز می‌شود. هیچ کس بوی تازه خودش را ندارد. از جامعه می‌برد. از دوستان، خانواده، محله و شهر. صحرا و کوه تنها مأمن ارمیا می‌شود، اما چرا؟ آیا فقط ارمیا درست می‌بیند؟ از نگاه بی مانند او بله! چون جامعه فقط یکی ارمیا دارد.

نویسنده، گاه در موضوعی اغراق می کند آن را برجسته تر از زمینه و ظرفیت موجود بسازد و در چشم بیننده ، بزرگ نماید، اما اگر ذهن نویسنده یا دوربین فیلم ساز، آن قدر یک چیز را بزرگ ببینند که از بزرگی نتوان آن را دید، تنیجه عکس می‌دهد و طبیعی است که هر چیزی که از لنز دوربین یا مردمک چشم بزرگ تر باشد، دیگر دیده نمی شود.

ارمیا مرد میدان است واطراف او خالی. در این تهی گاه وجود اوهمیشه برنده است. جوهره وجودی او زمانی هویدا می‌شود که او را در میدان مبارزه تماشا کنیم. از پیروزی ش لذت ببریم و هورا بکشیم. نویسنده، جامعه را تهی از مردم سازگار و نجیب ومبارز کرده است. در برابر ارمیا، همه نقطه زیر صفر هستند. ارمیا در مرکز مربعی قرار گرفته است که از شدت بزرگ نمایی از کادر بیرون زده و دیده نمی‌شود.

تصویر ساخته شده از جامعه واقعی نیست. اغلب ضد مذهب، ضد دفاع مقدس و حتی ضد جوانمردی هستند. جامعه از نظر ارمیا پوچ است. تحول بدان بزرگی را در کشور نمی بیند، به همین علت، وجودش را ناامیدی پر می کند. البته روند فکری نویسنده، از نگان یک خواننده «ادبیات جنگ» دورنمی‌ماند. او خواسته است که روح والای رزمنده‌ای را به تصویر بکشد که از خود بی خود شده و جامعه برای او کوچک است.

ارمیا آشکارا از جامعه فرار می کند. می توان برای تجلی روح، تنها شد و به صحرا پناه برد. حرف‌ها را به کوه گفت وسبک شد. بعدهم دوبره برگشت و کشف و شهودها را به جامعه هدیه داد، اما ارمیا انگار چیزی ندارد که به جامعه خود ارزانی کند، حتی مصطفی را. او باید مصطفی را به دوستان بی‌وفایش معرفی کند، یا چرا سنگر عظیم دانشگاه را، از روی بی حوصلگی رها می کند؟ سنگر جبهه آماده شده دست اونبود. آن رابرایش مهیا کرده بودند. اونیز باید سنگرها را برای دیگران مهیا کند، اما او چنان نسبت به مرم بدبین است که آنها را درک نمی‌کند.

ارمیا چرا این گونه است؟ او بادانش اندک خود، خودبین شده است. با تجلی روح که مقطعی نیز هست، به خود باوری دروغین رسیده است. چشمانش دشمن داخلی را نمی‌بیند واز مبارزه با او فرار می‌کند.

ارمیا از مسابقه می‌گریزد. چرا گروه هم دانشگاهی خود را تنها می گذارد و فرار می کند؟ بی مایگی‌های او باعث می‌شود به فراموشی سپرده شود. آیا هدف او در سیر الهی چنین بوده است؟ البته سیرالهی برای ارمیا یک آرزوست. او حال و هوایی یافته که خیلی زود از ذهنش می‌پرد، آن وقت متوجه می‌شود آنچه را که در جبهه ساخته بوده ، در این جا خراب کرده است.

فضاسازی در داستان خوب است. نثر نویسنده روان و پیش برنده موضوع است. لحن و نوع نگاه او در فضا سازی، جزئی نگری و توصیف، شگفت انگیز است.

نویسنده، عمل و عکس العمل را در افراد، به تناسب موقعیت اجتماعی، خوب نشان می‌دهد. توصیف فضا نیز زنده و قابل لمس است. شاید همین عناصر است که خواننده را پیش می‌برد، اما حس تعلق در همان زمان که مصطفی شهید می شود از بین می‌رود. با وجود این رمان«ارمیا» یکی از رمان های خوب زندگی است که نگاهی انتقادی به جامعه پس از جنگ دارد.

 

شماره تماس پشتیبانی سایت دانش ارزانی  09164520312

ما می توانیم کتاب ارمیا رضا امیرخانی را در فروشگاه دانش ارزانی داشته باشیم

همیشه هنگام خرید کتاب ها یا محصولات الکترونیکی دقت کنید که شماره ی تماس مسئول فروش به عنوان پشتیبان محصول حتما درج شده باشد در غیر اینصورت اطمینانی به خرید آن محصول نیست شماره تماس پشتیبانی سایت دانش ارزانی 09164520312

 

 

کلمات کلیدی:

 

دانلود کتاب ارمیا امیرخانی

کتاب ارمیا

کتاب ارمیا pdf

دانلود کتاب ارمیا pdf

کتاب ارمیا رضا امیرخانی

کتاب ارمیا امیرخانی

دانلود کتاب ارمیا امیرخانی pdf

خرید کتاب ارمیا رضا امیرخانی

خرید کتاب ارمیا

دانلود کتاب ارمیا

دانلود کتاب ارمیا امیرخانی

کتاب ارمیاکتاب ارمیا pdf

دانلود کتاب ارمیا pdf

کتاب ارمیا رضا امیرخانی

کتاب ارمیا امیرخانی

دانلود کتاب ارمیا امیرخانی

pdfخرید کتاب ارمیا رضا امیرخانی

خرید کتاب ارمیا

دانلود کتاب ارمیا

نقد کتاب ارمیا

معرفی کتاب ارمیا

بخشی از کتاب ارمیا

خرید کتاب ارمیا رضا امیرخانی

قیمت کتاب ارمیا

خرید کتاب ارمیا

دانلود کتاب ارمیا امیرخانی pdf

ارمیا pdf

کتاب ارمیا pdf

pdf کتاب ارمیا

دانلود pdf ارمیا

كتاب ارميا pdf


مبلغ قابل پرداخت 5,000 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

دیدگاه های کاربران (0)

استان فارس شیراز میدان پاسارگاد

چنانچه کتاب مورد نظر خود را در سایت پیدا نکردید نگران نباشید ، کتاب شما در بانک کتاب ما موجود هست ولی به دلیل بالا بودن تعداد کتاب ها هنوز داخل سایت قرار نگرفته ، جهت تهیه کتاب با ما تماس بگیرید: 09921717516 یا 09164520312

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما